تبليغاتX
ستاره ى نیلوفرى - عاشقانه!!
به قول کریستوفر مارلو : مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی ...!!!

عاشقانه!!

باران بارید .. اولین باران پاییزی!!..اولین ملاقات عاشقانه مان در پاییز با باران همراه شد!!...

مدت ها بود که منتظر باران بودم .. منتظر باران پاییزی و به موقع ، نه تابستانی و بی موقع!

و هر دو با عشق زیر باران پاک به هم رسیدیم ..

مدت ها بود که می خواستم عشق را زیر باران لمس کنم .. اولین بارمان بود!!

آخر سال پیش که با هم پیمام عشقی ابدی را بستیم ، زمستان بود و برف ..

ولی حالا ، پاییز بود و باران و عشق..و شوق کودکانه ی من از زیر باران قدم زدن با دلدار !!..

و چه زیبا بود نشستن قطرات باران بر روی جان و تنمان..ما که از شوق دیدار و عشق

گرم گرم بودیم !...

..و چه زیبا و آرامش بخش بود در آغوش پر عشقش زیر باران ایستادن و

حس وجود مهربانش در کنارم..هرچند که ظاهرم نشان نمی داد ولی عشقم

،در درونم غوغایی بود مهربان ترین!..

..و شد خاطره ای ه تا ابد در ذهنم ماندگار شد .. دست در دست هم ، زیر باران!..

 

*نیلوفر*

نوشته شده در Fri 19 Oct 2007 ساعت 19:58 توسط سهیل و نیلوفر |