حتی دیدن اون روز هم دلتگیم رو کم نکرد .. تازه بدتر هم شد ..
آخه فقط قدم زدیم و بعد هم،من بودم که اشک می ریختم و تو که آرومم می کردی .. همین!..
خیلی کمه .. حداقل برای من کمه اونم بعد از اون اتفاق .. اون حرفت ...
کاش اون شب باهات حرف نمی زدم ..
کاش بازم سرم درد می گرفت و می خوابیدم و نمی فهمیدم که تو زنگ زدی ..
کاش تو پشیمون می شدی و نمی گفتی ..
کاش ... ولی دیگه فایده ای نداره .. گفتی!..
عزیزترینم هنوزم دلم از حرفت گرفته .. خیلی ام گرفته ... خودت که دیدی ..
درسته که حل شد ولی خب ، هنوزم حرف اون شبت تو گوشمه . بدجوری عذابم می ده ..
ولی مهم نیست سهیلم ..! من هنوزم دوستت دارم ! مثل قبل!...![]()
![]()

.. از حال گیج من اگر می رسی
مثل همیشه ..
مثل همین شعرها ..
مثل همین چند فرسنگ ناقابل ...
اما تو باور نکن!..