تبليغاتX
ستاره ى نیلوفرى
به قول کریستوفر مارلو : مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی ...!!!

ستاره من

سلام


 


ستاره شبهای من ار درون ابرها پیداست


رنگ روشن ستاره توی آب برکه پیداست


من میروم به سوی ستاره


به عمق آسمان


تا بیابم ستاره ام را



یکی به من بگوید خوابم یا که بیدار


اگر که بیدارم پس چرا نیستی تو در کنارم


 


از طرف سهیل.

نوشته شده در Thu 8 Mar 2007 ساعت 1:33 توسط سهیل و نیلوفر |

هوای حادثه در سرم باد کرده.

انتظار سرخ است با طعمی شبیه سیب

اما ته دلم می لرزد ...

چشمهایم را می سپارم به صدا ... کسی در من می خواند با

صدایی گنگ ...

گوشهایم را رها می کنم ...

به انتظار صلح مصلح می شوم.

برای چیدن آفتاب از قانون بودن ها می گذرم .

خطر می کنم !

برای لمس اضطراب نبودن ها....

تا صبح هزار ثانیه راه است امایک نفس می دوم...

کاش اشتیاق چشمانم تاب بیاورد !!...

                                                    

از طرف نیلوفر !

نوشته شده در Thu 8 Mar 2007 ساعت 0:52 توسط سهیل و نیلوفر |